مدح و ولادت امام محمد باقر علیهالسلام
از دامن دو فـاطمه و دو عـلی رسید جانها به لب رسید به شوقش، ولی رسید اصلا نه پنجمین که همان اولی رسید تا دومـین محـمـدِ نـوری جـلـی رسید در جـام مجـتـبی شده پُـر بـادۀ حسین قـربانت نـامت ای حـسنیزادۀ حسین خوش آمدی شبیهترینها به مصطفی ای رفته در جمال سراپا به مصطفی ای بهـترین هدیـۀ زهـرا به مصطفی ای خـنـدۀ خـدای تعـالی به مصـطفی شُکر خدا به خاک شما سر رساندهام من جـابـرم سـلام پـیـمـبـر رسـاندهام در هر نظر محمد و از هر نظر حسین نیمی علی و فاطمه نیمی دگر حسین ای رفته بر امام حسن رفته بر حسین یعنی رسیده است حسن ضربدر حسین نوری میان نور، نسب در نسب سلام حُسن شروعِ روشنِ ماهِ رجـب سلام ای عین و لام و میم و الف لام میمها حیرانِ موشکـافـیات عـبد العـظـیمها زانـو زده به طـور کـلامت کـلـیـمهـا آفاق پُر شد از معـارف تو از قـدیمها از آنچنان پدر پسری اینچنین خوش است از چهارده علی، علیِ پنجمین خوش است یک نـقـطه از معـانـیِ تو آفـتـاب شد یک نکته از مباحث تو بیحساب شد درسی ندادهای و هـزاران کـتاب شد تو جلوه کردی و همه جز تو سراب شد برهـان تویی؛ دلیل تویی مدعیٰ تویی احمد تویی حسین تویی مرتضی تویی جبریل را دوباره به حیرت کشاندهای اِدریـس را برای کـتـابت کـشانـدهای ما را به پای درس محـبت کشاندهای دل را بـرای فهـم امـامت کـشـاندهای زهـرِ هـلائـلانـد هـمه جز شـما قـسم بیراهـه است غـیر ره کـربـلا قـسـم فـرمـودهاید غـیر شما جـمله باطـلاند دریا فقط تویی همه شنهای ساحلاند درسی بگـو برای قـلوبی که مـایلاند تا عـالـمـان شهـر بـفـهـمند جـاهـلاند این چـشم را برای تو ویرانه ساختیم ما را ببخـش صحـن شما را نساختیم |